
نام فایل : تعلیم و تربیت در اسلام
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 10
حجم : 57 کیلوبایت
مقدمه
مبانى نظرى تعليم و تربيت در اسلام
اصول عملى تعليم و تربيت از ديدگاه اسلام
مقدمه
هر نظام آموزشى و پرورشى بر اساس بينش و نگرش بنيانگذاران آن، نسبت به حقيقت انسان و ابعاد وجودى وي، و نيز بر حسب هدف يا اهدافى كه از تعليم و تربيت، در نظر ميگيرند و نيز بر اساس اعتقادى كه به كيفيت رشد و حركت انسان بسوى هدف مطلوب دارند بنا ميشود. و در واقع، اين بينشها و نگرشهاست كه مبانى تعليم و تربيت هر نظامى را تشكيل ميدهد هرچند آگاهانه مورد توجّه واقع نشود يا مورد تصريح، قرار نگيرد.
طبعاً نظام آموزش و پرورش اسلامى هم مبتنى بر يك سلسله مبانى خاصّى است كه از بينش اسلام دربارهى موضوعات ياد شده، نشأت ميگيرد. از اينروي، لازم است قبل از تبيين نظام آموزش و پرورش اسلامي، اين مباني، مورد توجّه واقع شود و سپس بر اساس آنها اصول عملى تعليم و تربيت، مبيّن گردد.
بر اساس بينش اسلام، نسبت به حقيقت انسان و ابعاد وجودى و هدف آفرينش و كمال نهائى و كيفيت حركت وى بسوى آن، ميتوان اين نكات دوازدهگانه را بعنوان مبانى تعليم و تربيت اسلامى در نظر گرفت. البتّه هدف از تعليم و تربيت اسلامى جز فراهم كردن زمينهى تكامل هر چه بيشتر انسانها نخواهد بود و هدفهاى كاربردى نيز همگى در اين راستا قرار ميگيرند.
مبانى نظرى تعليم و تربيت در اسلام
1ـ حقيقت انسان. از ديدگاه اسلام، انسان تنها ارگانيسم محسوس نيست بلكه داراى عنصرى ماورائى است كه بعد از متلاشى شدن بدن هم باقى ميماند.1 و حياتى جاودانى و سعادت يا شقاوتى ابدى خواهد داشت. و در واقع، انسانيت انسان به روح اوست و بدن بمنزلهى ابزارى براى فعّاليت يا مركبى براى سير و حركت است كه البّته ميبايست در همين حدّ به آن، بها داد و در حفظ سلامت و نيرومندى آن كوشيد آنچنانكه ميبايست به سلامت و نيرومندى ابزار و مركب، اهتمام شود.
2ـ موقعيّت انسان در جهان. در ميان موجودات اين جهان، انسان از مواهب خدادادى و قابليّتهاى خاصّى برخوردار است كه او را از ديگر آفريدگان،ممتاز ميسازد مانند ظرافتهايى كه در ارگانهاى ظاهرى و درونى و بويژه در مغز و سيستم عصبى او بكار برده شده و توانشهاى روانى ويژهاى كه در ساير موجودات زنده، يافت نميشود. و در اثر همين ويژگيهاست كه ميتواند در همهى پديدههاى طبيعت تصرف كند و آنها را در راه تعالى خودش بکار گيرد. دادن اين امتيازات به انسان، نوعى «تكريم» تكوينى الهى است كه در قرآن كريم ، به آن اشاره شده است.2
3ـ انسان بر سر دوراهى (بين دو بينهايت). نيروها و استعدادهايى كه خداى متعال به انسان، عطا فرموده سرمايههاى تكوينى و فطرى براى حركت وى بسوى هدف نهائى است. ولى بكار گرفتن اين مايههاى خدادادي، منوط به اراده و اختيار و انتخاب و گزينش خود اوست، و همچنانكه ميتواند از اين نعمتها حسن استفاده كرده با بهرهگيرى از آنها مسير تكامل حقيقى را بپيمايد و سعادت ابدى را بدست بياورد همچنين ميتواند با سوء استفاده از آنها در راه سقوط و انحطاط، قدم بردارد تا آنجا كه از حيوانات درنده هم پستتر شود3 و شقاوت ابدى را براى خودش بخرد. از اينروي، ميتوان مسير انسان را بين دو بينهايت در نظر گرفت كه از يك سوى به كمال و سعادت بينهايت، صعود و عروج ميكند و از سوى ديگر به شقاوت و عذاب بينهايت، سقوط ميكند.4 پس ارزش و كرامت نهائى انسان، در گرو انتخاب راه تقوى است5 و طبعاً همهى انسانها داراى ارزش مطلق و يكسانى نخواهند بود. بلكه اهل ايمان و عمل صالح، داراى ارزش مثبت، و اهل كفر و عصيان داراى ارزش منفي، و هر يك داراى مراتب مختلفى خواهند بود.6
4ـ هدف از آفرينش انسان (كمال نهائي). انسان با ويژگيهاى خاصّ خودش براى اين، آفريده شده كه مسير تكامل را با ارادهى آزاد و انتخاب آگاهانه بپيمايد7 و لياقت درك فيوضات خاصّى كه در سايهى حركت اختياري، افاضه ميشود را پيدا كند و به مقام قرب الهى كه توأم با سعادت جاودانى است برسد. ولى چون اين سير و حركت بايد بصورت اختيارى انجام گيرد ناچار بايد مسير ديگرى در جهت مخالف آن، وجود داشته باشد كه به شقاوت و عذاب ابدي، منتهى گردد.8
5ـ دنيا مقدّمهى آخرت است. با توجّه به هدف آفرينش انسان، روشن ميشود كه زندگى وى در دنيا، يك دوران محدود و مقدّماتى براى خودسازي، و پرورش دادن و بفعليّت رساندن استعدادهاست كه نتيجهى ثابت و ابدى آن، در عالم آخرت، ظاهر ميگردد و در صورتى كه بشر، در اين دنيا جهت كمال را انتخاب كند به دار نعمت و رحمت ابدي؛ و در صورتى كه جهت ضد آن را برگزيند به دار عذاب و هلاكت جاودانى خواهد رفت. و به تعبير قرآن كريم، جهان دنيا «دار آزمايش»9 است تا نيكوكاران از تبهكاران، متمايز شوند و هر يك در عالم آخرت به آنچه سزاوار آنند برسند.
6ـ وسيلهى كلّى حركت. سير و حركت انسان بسوى كمال و سعادت، يا فرو غلطيدن او در درهى سقوط و هلاكت، بوسيلهى اعمال و رفتارهاى درونى (مانند ياد خدا) و بيروني، حاصل ميشود و هر قدر اين اعمال، آزادانهتر و آگاهانهتر انجام گيرد تأثير بيشترى خواهد داشت و بر شتاب حركت خواهد افزود. و صرف نظر از انجام چنين رفتارهايى هيچ خير و شرّ اخلاقي، تحقّق نمييابد و هيچگونه استحقاقى براى پاداش يا كيفر، پديد نخواهد آمد.10
7ـ شرايط حركت اختياري. رفتارهاى اختيارى انسان كه تبلور حركت تكاملى يا تنزّلى وى ميباشد از ميلها و گرايشهاى غريزى و فطري، نشأت ميگيرد و جهت دادن به آنها در گرو دانشها و بينشها و پذيرفتن ارزشهاى خاصّى است.11 افزون بر اين، فعاليتهاى بيرونى انسان، نيازمند به امكانات طبيعى و اجتماعى و فراهم شدن اسباب و شرايط خارجى نيز هست.
8 ـ حدّ نصاب در انتخاب مؤثّر. رفتارهاى ابتدائى انسان (مانند دوران شيرخوارگي) از ميلهاى غريزى و شناختهاى حاصل از تجربههاى ساده و با استفاده از شرايط مادّى ـ كه بدون اختيار وى فراهم شده ـ انجام ميگيرد و اينگونه رفتارها ـ هرچند خالى از نوعى گزينش و انتخاب نباشد ـ تأثير تعيينكنندهاى در سعادت و شقاوت ابدى ندارد زيرا از آزادى و آگاهى كافي، برخوردار نيست. اندك اندك، رفتارها پيچيدهتر و انگيزش ميلها و فراهم شدن دانشها و بينشها و همچنين تحقّق اسباب و شرايط خارجي، كمابيش در قلمرو اختيار و انتخاب شخص قرار ميگيرد و زمينه را براى برداشتن قدمهاى بلند و سرنوشتساز، مهيا ميسازد، و آن هنگامى است كه به رشد عقلانى لازم برسد (دوران بلوغ و تكليف) و در اينجاست كه حدّ نصاب گزينش آگاهانه و مؤثر در سعادت و شقاوت ابدي، حاصل ميشود و شخص، مورد مسئوليّت جدّي، قرار ميگيرد.12
...
مبلغ قابل پرداخت 33,200 تومان