نام فایل : مسجد جمعة اصفهان 17 ص
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 15
حجم : 71 کیلوبایت
تاريخچه مسجد جمعة اصفهان
قديم ترين تاريخي كه تاكنون در يكي از بناهاي تاريخي شهر اصفهان مشكوف گرديده است (481 هجري ـ 9ـ1088 ميلادي) ميباشد. تاريخ مزبور در انتهاي كتيبه مدوري كه قاعده گنبد كوچكتر عهد سلجوقي مسجد جمعه را زينت مي دهد ديده مي شود .
گنبد ديگري كه شبستان محراب اصلي مسجد را مي پوشاند تاريخ ندارد، لكن اسم پادشاهي كه اين گنبد در زمان سلطنت وي ساخته شده يعني معزالدنيا والدين ابوالفتح ملكشاه ابن محمد بن داوود كه از سال 465 تا 485 هجري (1092ـ1072) ميلادي پادشاهي نموده و همچنين نام وزيرش حسن بن علي بن اسحق نظام الملك در اينجا ثبت است.
با توجه به اين نكته كه قديم ترين(بخش) مسجد معمولاً شبستان محراب اصلي آن است از يك طرف و از طرف ديگر روايتي كه در اصفهان محفوظ مانده و مطابق آن روايت ساختمان مسجد جامع را صراحتاُ به ملكشاه نسبت مي دهند چنين به نظر مي رسد كه بدون احتمال خبط بزرگ بتوان براي سلطان سلجوقي فوق الذكر افتخار ساختمان معروفترين بناي دورة اسلامي ايران را قائل شد.
با وجود مراتب فوق تصورات عامة مردم دربارة اين مسجد نيز مانند اغلب ابنية مهم كشور تأثيراتي داشته است.
شاردن مي گويد « ايرانيان اين بنا را خيلي قديمي حساب مي كنند زيرا بر طبق روايت ايشان امام رضا(ع) كه يكي از امام هاي دوازده گانه بوده و در قرن چهارم هجري مي زيسته معمولاً عبادت هاي خود را زير طاقي كه نام شرقي دارد بجاي مياورده . قدماء اصفهان تعريف مي كنند كه سلطان ملكشاه كه در سال 400 هجري ميزيسته باني اين طاق بوده است لكن پادشاه مزبور تعمير كننده اي بيش نبوده زيرا گنبد شمالي بنام سلطان منصور و گنبد جنوبي بنام سلطان يوسف كه خيلي پيشتر زندگي مي كرده مرقوم است.
در دو كتيبه فوق الذكر نيز مشهود مي گردد اسمي نه از سلطان منصور و نه از سلطان يوسف در كار است و گمان مي رود امام هشتم (ع) كه بر خلاف گفتة شاردن در قرن چهارم هجري نمي زيسته بلكه در قرن دوم از سال 148 يا 153 تا 203 هجري زندگاني مي كرده به چندين علت نمي توانسته است عبادات خود را در زير سقف شرقي مسجد بجاي آورد : يكي از علل آنكه اساساً گنبد شرقي در مسجد جامع وجود ندارد و اگر مقصود از گفتة شاردن ايوان شرقي باشد ايوان مزبور نيز پيش از ابتداي قرن ششم هجري ساخته نشده بوده است.
هرچند نويسندگان مشهور صحبت هاي بي اساس سابق الذكر را جدي تلقي كرده و تكرار نموده باشند با وجود اين بطور قطع نمي توان تصور كرد كه افسانة عباسي الاصل بودن مسجد جامع تا امروز دنباله پيدا كند مگر اينكه در بنياد اين اشتباه حقيقتي يا بطريقي اولي شبه حقيقتي موجود بوده باشد.
ابن حوقل ، مقدسي ، ناصر خسرو ، مافروخي ، ابن اثير و ياقوت همگي خصوصاً چهار نفر اول شرح مسجد جمعة يهوديه را براي العين مي دهند كه مسجد جمعة فعلي اصفهان جانشين آن گرديده است. نويسندگان مزبور دربارة اين موضوع مجموعة كاملي از اطلاعات ذيقيمت فرا آورده اند كه تاريخ مسجد جامع از آن اقتباس شده و قسمت اعظم تاريخچة مسجد ايراني نيز از آن بدست آمده است ، لكن متأسفانه اين نويسندگان از بنائي صحبت مي دارند كه مسجد جمعة اصفهان نيست. ايشان شرح مسجد نمونة عربي را مي دهند كه فعلاً وجود ندارد و مطلقاً اثري از آن باقي نمانده و مي گويند آنرا با خشت خام ساخته بودند و بعداً بجاي آن بناي فعلي به طرز ايراني «تماماً از آجرهاي خوب كه در كوره پخته شده» احداث گرديده و با بناي پيشين ارتباطي ندارد الا اينكه روي همان زمين ساخته شده و هنوز هم گاهگاهي جامع عتيق خوانده مي شود . بناي مسجد قديم كه ستون هائي در برداشته با حياط چهار ايواني مدرسة نمونة ايراني كه در اطرافش حجراتي بوده «تركيب» يا «آلوده» نشده است .
مسجد جمعة فعلي اصفهان كه در روز اول مشتمل بر بناي گنبدي شكلي به اسم ملكشاه بوده عبارت از «مخلوط اختصاصاً خوش آيندي » از عناصر ايراني و عرب نمي باشد بلكه يك بناي خالص ايراني است.
مسجد دورة عباسي
قديمترين توصيفي كه از مسجد دورة عباسيان در دسترس ماست شرحي است كه در رسالة محاسن اصفهان يافت مي شود . كتاب مزبور بعقيدة براوان آنطور كه در چاپ تهران آن مذكور مي باشد در زمان سلطنت ملكشاه گرد نيامده بلكه در 421 هجري (1030) ميلادي به وسيلة يكنفر اصفهاني موسوم به مضل ابن سعد اين الحسين المافروخي جمع آوري شده است .
در آن هنگام اصفهان دو مسجد جامع داشت « مسجد بزرگ كه قديمي بوده و مسجد جديد كه زيباتر مي باشد » مسجد بزرگ مسجد جمعة يهوديه بوده است. «مسجد مذكور بتوسط اعراب دهكده طيران كه از قبيلة تيم بودند بنا گرديد . بعداً كه اصفهان در اثر الحاق پانزده پارچه آبادي وسعت پيداكرد الخصيب پسر مسلم بقعه اي در آن شهر احداث نمود كه بقعة خصيب آباد ناميده مي شد. در سال 226 در زمان خلافت معتصم مسجد از نو ساخته شد ، سپس ابوعلي پسر رستم در زمان خلافت المقتدر آنرا بزرگ كرد. در آنوقت مسجد شامل چهار دستگاه ساختمان بود ، اين چهار دستگاه را نبايد با رواقهاي مسجد در چهار طرف صحن اشتباه نمود زيرا ما فروخي بعداً تصريح مي كند كه «به هريك از اين چهار دستگاه ساختمان رواقي متصل بوده ، هريك از اين رواقها به وسيلة درهائي كه در ديوار دالانها و كوچه هاي فرعي گشوده مي شد ، به بازار باز مي شد. » چهار دستگاه ساختمان را خانقاه ها و مدارس و متعلقات ديگري كه معمول مساجد جامع بزرگ آن زمان است اشغال مي كرده . نقشة بنا در آن موقع بايد تقريباً همانطوري باشد كه طرح ضميمه بطور غير دقيقي آنرا نشان مي دهد . در طرح مزبور قسمتهاي مخطط چهار دستگاه ساختمان را نشان مي دهد ، رواقهاي مجاور آنها بوسيلة ستون هايشان معين گرديده . اين ستونها همان جرزهاي مدوري هستند كه مقدسي اشاره بوجود آنها در مسجد جمعة يهودية نموده است. بالاي اين ستونهاي رومي بوده كه بر آنها طاقهاي ضربي زده شده و يا اينكه تيرهاي پشت بام روي آن قرارداشته زيرا ياقوت و ابن اثير در ضمن ذكر محاصرة اصفهان بدست طغرل بيك در 3ـ422 هجري (1ـ1050) حكايت مي كنند. كه هيزم به
اندازه أي ناياب بود كه به مسجد جامع خرابي وارد آوردند براي اينكه تيرهايش . را بردارند و البته تصور نميرود مقصود از تيرهاي مزبور چوبهاي قسمت اصلي مسجد باشد بلكه در اين مورد غرض از جامع بايد آنچه را كه مافروخي شرح مي دهد در نظر گرفت ، همچنان چهار دستگاه ساختمان و خانقاها و كاروانسراها و متعلقات مختلف كه چون شبستانها جاي عبادت جزء مسجد محسوب مي شده ، علاوه بر آن ناصر خسرو كه اصفهان را در صفر 444 هجري (ژوئن 1052) يعني يكسال بعد از تصرف شهر بدست طغرل صريحاً ذكر مي نمايد كه مسجد آدينة باشكوهي در مركز شهر موجود است و در چند سطر بعد اشاره مي كند كه درون شهر منظرة بسيار آبادي داشته و بناي مخروبه مطلقاً در آن ديده نمي شد. از اينقرار معلوم مي شود كه خرابيهاي مورد اشارة ياقوت و ابن اثير چندان قابل ملاحظه نبوده و تقريباً مي توان پي برد قسمتهائي از بنا كه با پشت بامهاي مسطح پوشيده مي گشته ، يعني سقف تيري داشته ، سقف چوبيشان از بين رفته و ديگر به صورت مزبور وجود نداشته است. بنابراين نه فقط مي توان از خود پرسيد آيا بر فراز طاقهاي رومي كه روي ستونهاي مسجد قديم استوار بوده سقفهاي ضربي و يا بامهاي مسطح تيري قرار داشته بلكه بدليل آنچه از مساجد نقشة عربي چون تاريخانة دامغان و مسجد جمعة نائين مي دانيم مي توان تصور نمود كه سقف رواقهاي يهوديه يعني مسجد جمعه محتملاً از طاقهاي ضربي بود است.
پس از آنكه مافروخي بدين سان قسمت كلي بنا را شرح مي دهد مسجد را لحظه اي قطع مي كند تا ناچار داستان كلبه محقري را كه مانع توسعة مسجد بوده نقل نمايد. مافروخي مي نويسد براي من تعريف كرده اند در محلي كه فعلاً حوض واقع است يعني ميان مسجد خانه بوده كه بيك كليمي تعلق داشته و با وجود تمام كوششهايي كه براي رضاي خاطر يهودي مزبور بعمل آوردند و همه گونه مال حاضر بودن به او بدهند مشاراليه از فروش خانة خويش خودداري مي كرد. چندين بار قيمتي را كه مي خواستند در مقابل خانه به وي بدهند بالا بردند تا بالاخره يهودي آنقدر دينار طلا گرفت كه با آن دينارهاي طلا مي توانست كف خانة خود را بپوشاند آنوقت تمام زمين به مسجد تعلق پيدا كرد. از اين قبيل حاشيه ها در نزد مورخين اسلامي فراوان و مقصد اصلي ايشان ستايش از خوبي يا عدالت اميرزاده و يا ديانت يا روح از خودگذشتگي پيرزني و يا سخاء درويشي است.
...
مبلغ قابل پرداخت 33,000 تومان