محل لوگو

رابطهى اسلام و ايران 18 ص


رابطهى اسلام و ايران 18 ص

نام فایل : رابطهى اسلام و ايران 18 ص

فرمت : .doc

تعداد صفحه/اسلاید : 20

حجم : 79 کیلوبایت


ابطهى اسلام و ايران؛ رويكرد تمدنى
دكتر محسن الويرى(1)
نظريهپردازان تمدن، عوامل مختلفى را براى شكلگيرى يك تمدن برشمردهاند و گاه به تأثير باورهاى دينى در فرايند توسعه و پيشرفت تمدن توجه داشتهاند؛ ولى عنصر دين به عنوان جوهرهى تمدن، هنوز جايگاهى شايسته در اين نظريهها نيافته است. از سوى ديگر دربارهى نقش و رسالت دين انديشمندان دينشناس و جامعهشناسان دين ديدگاههايى متفاوت ارائه كردهاند. اگر تمدنسازى را نيز در حيطهى هدايت كه رسالت اصلى دين است، بدانيم؛ آن گاه مىتوانيم از توانمندى دين و آموزههاى دينى در حوزهى تمدنسازى و ساز و كار آن سخن به ميان آوريم. آموزههاى دين در حوزهى تمدنسازى با هر قوّت و توانى كه باشد، بسان بذرى است كه اگر در محيطى مناسب افشانده نشود عينيت و تحقق بيرونى نخواهد يافت. بررسى وضعيت ايران قبل و پس از ظهور اسلام و نيز بررسى وضعيت جامعهى يكپارچهى اسلامى پيش و پس از گرويدن ايرانيان به اين جامعه مىتواند ما را به سمت دركى كلىاز تعامل آنها رهنمون باشد. مطالعات تاريخى نشان مىدهد كه يكى از سرزمينهايى كه اسلام توانست توانمندى خود را براى تمدن سازى در آن به اثبات برساند، ايران زمين بود. در نگاهى كلى مىتوان گفت برترين خدمت ايران به اسلام فراهم ساختن زمينهاى براى تجلّى قدرت تمدنسازى دين بود و از جمله خدمتهاى اسلام به ايران نيز جهت دادن به توان تمدنى ساكنان اين سرزمين كُهن بود.
واژههاى كليدى: اسلام، ايران، تمدن اسلامى، فرهنگ اسلامى، مستشرقان.
موضوع تمدن و عناصر سازندهى آن و عوامل مؤثر در فراز و فرود آن، يكى از مهمترين مباحثى است كه در دهههاى اخير از سوى نظريهپردازان مورد توجه قرار گرفته است.1 مطالعات و بررسىهاى تمدنى، حجمى قابل توجه يافته است با وجود اين، هنوز شاخهى علمى مستقلى تحت عنوان تمدنشناسى در دانشگاههاى كشورهاى اسلامى شكل نگرفته است.2 مطالعات تمدنى در حال حاضر، بيش از همه در فضاى علم تاريخ صورت مىگيرد و پژوهشگران تمدن، همان تاريخ پژوهان هستند كه به عنوان يك گرايش علمى بر روى تمدن متمركز شدهاند و در نتيجه بيشتر آثار مربوط به تمدن، آثار مربوط به تاريخ تمدن است. ولى در حوزهى ديگر علوم نيز كمابيش مطالعاتى دربارهى تمدن صورت مىگيرد كه مهمترين اين حوزهها را مىتوان علوم مرتبط با فرهنگ و توسعه دانست. فرهنگ به عنوان بخش نرمافزارى تمدن، خود به خود زمينهساز ورود به بحث تمدن مىباشد و توسعه نيز به عنوان گامهاى اوليهى خلق يك تمدن، گاه پژوهشگران را به بحث دربارهى تمدن مىكشاند. در همين چارچوب، منابعى كه به گونهاى به موضوع ويژگىهاى يك جامعهى كمال يافته و توسعه يافته اختصاص دارد به صورت مستقيم يا غيرمستقيم به موضوع تمدن نيز نظر دارند.3
در نگاهى كلى مطالعات تمدنى رايج در حوزهى علم تاريخ را مىتوان به دو شاخه تقسيم كرد:
1. مطالعاتى كه با رويكرد گزارش تمدنها و دستاوردهاى آن صورت مىگيرد و به تاريخ نقلى شبيه است و هم در مرحلهى تحقيق از ساز و كار تاريخ نقلى و هم در مرحلهى ارائه گزارش تحقيق از شيوه و سبك تاريخ نقلى تبعيت مىكند. نگاه به تمدن در اين رويكرد، يك نگاه درونى است. اين گونه مطالعات گاه خالى از تحليل نيست، ولى به مرحلهى نظريهپردازى در زمينهى كلّيت تمدن نمىرسد. شايد بتوان از ويل دورانت به عنوان نمونهاى براى اين دسته از مطالعات تمدن نام برد.
2. مطالعاتى كه با رويكرد نظريهپردازى دربارهى تمدن صورت مىگيرد و به آنچه تاريخ عقلى ناميده مىشود، شباهت دارد و مباحث آن با پارهاى مباحث فلسفهى تاريخ و جامعهشناسى تاريخ، پيوند مىخورد. در اين مطالعات نقل حوادث و ارائهى گزارش از تمدنها صرفا به عنوان ذكر نمونه صورت مىگيرد و دغدغهى اصلى پژوهشگر، مباحث نظرى تمدن است. به عنوان نمونه آثار توينبى، يوكيچى،4 اشپينگلر، اتكينسون و حتّى هانتينگتون در اين دسته از مطالعات تمدنى مىگنجد. در اين رويكرد، نگاه به تمدن لزوما نگاهى بيرونى است. با توجه به سرشت فلسفى نگاه دوم به تمدن، در ميان آثار فيلسوفان نيز مىتوان به اجمال يا تفصيل و به صراحت يا به اشارت به ديدگاههايى در اين زمينه دست يافت از جمله در آثار هگل، ماركس و... .
دربارهى تمدن اسلامى نيز مىتوان اين دو نوع مطالعات را از هم بازشناخت. افرادى مانند آدام متز، هاميلتون گيب، گوستاو لوبون، فيليپ حتى، آندره ميكل، جرجى زيدان و گوستاو گرونبام5 و در ميان مسلمانان، على الخربوطلى6 و ديگران بيش از آن كه دربارهى تمدن اسلامى نظريهپردازى كنند با رويكردى تاريخى به گردآورى دادهها و گزارشهاى مربوط به اين تمدن و بازگويى آنها پرداختهاند. البته نمىتوان انكار كرد كه هيچ گزارش تاريخى خالى از نظريهها، مبادى و مبانى نظرى نيست، ولى گاه مورخان وقت خود را صرف تبيين و بررسى اين مبانى مىكنند و گاه بدون صرف وقت براى اينگونه مباحث، مستقيما به سراغ نتايج نشأت گرفته از آن مبانى مىروند. آثار تاريخنگاران تمدن اسلامى نيز خالى از مباحث نظرى نيست و از تجزيه و تحليل نوشتههاى آنان مىتوان به مبانى فكرى، پيش فرضهاى انسانشناسى، تاريخشناسى و تمدنشناسى آنها پىبرد، ولى آنان خود، مستقيما به اين مباحث نپرداختهاند. اگر بخواهيم از برخى انديشمندانى كه به جاى تاريخنگارى تمدن، به ارائهى مباحث نظرى پيرامون آن پرداختهاند، ياد كنيم؛ مىتوان به افرادى مانند: ابن خلدون، مالك بن نبى،7 خفاجى8 و سيد قطب،9 امام خمينى،10 علامه اقبال لاهورى،11 انور الجندى12 و حسين مونس13 اشاره كرد. اين انديشمندان نيز ـ حداقل در برخى آثار خود ـ بيش از آن كه به ارائهى گزارش دربارهى وجوه مختلف تمدن اسلامى بپردازند، توجّه خود را به مبانى و ابعاد نظرى تمدن اسلامى و كليات آن و مسائلى مانند تعامل آن با ديگر تمدنها و عوامل صعود و سقوط آن و راه احياى دوبارهى آن معطوف داشتهاند. طبيعى است، اين افراد و به تَبَع، ديدگاه آنها از نظر اتقان و ژرفا در يك سطح نيست و برخى از آنها نگاهى جامع و فراگير به موضوع دارند و برخى ديگر تنها به يك يا چند بعد از ابعاد موضوع نگريستهاند.
البته صاحبنظرانى هستند كه هم از روش تحليلى و هم روش گزارشدهى آثارى پديد آوردهاند كه از هر دو جنبه حائز اهميت است.14
اگر آثار مستشرقان را دربارهى تمدن اسلامى از اين منظر با يكديگر مقايسه نماييم، مىبينيم كه در نگاهى نقلى و تاريخى محض به تمدن اسلامى، بحث دين و باورهاى دينى به عنوان بخشى غير قابل انكار در تمدن اسلامى خود را نشان مىدهد، يعنى يك تاريخنگار تمدن اسلامى هيچ راهى جز اختصاص دادن بخشى قابل توجه از گزارشهاى تاريخى خود به مظاهر رفتارى، فكرى، نهادى و نمادى اسلام ندارد. به عنوان مثال در اغلب كتابهاى تاريخ تمدن اسلامى چندين فصل به علوم اسلامى، مساجد، آداب و آيينهاى اسلامى مانند حج اختصاص يافته است. ولى در منابعى كه به نظريهپردازى دربارهى تمدن اسلامى پرداختهاند، چنين نيست و نگاهى روشن پيرامون نقش و جايگاه دين در خلقِ يك تمدن و به طور مشخص، نقش آموزههاى دينى اسلام در خلق تمدن اسلامى وجود ندارد. گرچه نظريههاى عمومى تمدن كه ويژهى تمدن اسلامى طراحى نشده است، كمابيش به عنصر دين توجه داشتهاند و افرادى مانند توين بى، نقشى محورى براى دين و معنويت قائل شدهاند، اما بايد به ضعف نظريههاى مربوط به تمدن اسلامى اعتراف كرد. در اكثر اين نوشتهها و تحليلها نسبت به نقش واقعى دين در خلق تمدن بىتوجهى شده است، در نتيجه در فهم تمدن اسلام نيز به نوعى سطحىنگرى دچار شدهاند و روح تمدن اسلامى و دستاوردهاى آن را به تعدادى ستون و بناى تاريخى كاهش دادهاند. نويسندگان مسلمان معاصر نيز به اين موضوع توجه كردهاند و كمابيش در آثار آنان نكاتى در اين زمينه به چشم مىخورد.
موضوع نقش دين در شكلگيرى تمدن از منظرى ديگر قابل بررسى است. در فضاى كنونى بازنگرى انديشههاى دينى موضوع نقش و توانايى دين در زندگى دنيوى انسانها و حيطهى دخالت دين در دنياى آنها، يكى از مباحثى است كه در مطالعات فلسفهى دين، كلامجديد و جامعهشناسى دين مورد بحث و بررسى قرار گرفته است و اين پرسش بنيادين مطرح شده است كه اصولاً دين تا كجا وارد زندگى انسانها خواهد شد و كدام قلمرو را براى دامنهى نفوذ خود برگزيده است. ديدگاه نظريهپردازان در اين باره نيز متفاوت است. بر اساس ديدگاه كسانى كه كاركرد و نقش حداقلى براى دين قائل هستند اصولاً نمىتوان از نقش دين در تمدنسازى سخن گفت، زيرا به اعتقاد آنها دين از جمله دين اسلام نقش و وظيفهاى دنيايى ندارد و دين تنها متولّى تعيين اعمال عبادى انسان و تأمين و تضمين كنندهى آخرت او است. در نگاه اين افراد، تمدن پديده و محصولى بشرى است و در حيطهى مطالعات دينى قرار نمىگيرد. از سوى ديگر كسانى نيز هستند كه نقش وظيفه و كاركردى حداكثرى براى دين قائل هستند و دربارهى گسترهى حضور و دخالت دين تا آنجا پيش مىروند كه حتّى دين را متولّى تبيين و تعيين قواعد و قوانين رياضى و طبيعى هم مىدانند. اينها با اين استدلال كه «و لارَطْبِ وَ لا يَابِسٍ إِلاَّ فِى كِتبٍ مُّبِين»15 تمدنسازى را مانند همهى پديدههاى ديگر در زمرهى وظايف و كاركردهاى دين به حساب مىآورند و لذا براى شناخت قواعد تمدنسازى به سراغ آموزههاى دينى مىروند. اين نوشته، مجالى مناسب براى تبيين اين دو ديدگاه و نقد و ارزيابى مبانى و نتايج آنها نيست، ولى با توجّه به نيازى كه در ادامهى مقاله داريم، بايد در اينجا موضعى مشخص اتخاذ كنيم و پاسخى روشن به اين پرسش بدهيم. به نظر مىرسد از اين دو ديدگاه يكى به افراط و ديگرى به تفريط رفته است و بايد راهى ديگر برگزيد. نقش دين در تمدنسازى قابل انكار نيست.16 حتّى اگر رسالت اصلى دين و در نتيجه دامنهى نفوذ آن را محدود به هدايت بشر بدانيم، باز هم مىتوانيم از نقش تمدنسازى دين سخن به ميان آوريم. دراينباره توضيح بسيار مختصر زير ضرورى به نظر مىرسد:
...


مبلغ قابل پرداخت 34,500 تومان

توجه: پس از خرید فایل، لینک دانلود بصورت خودکار در اختیار شما قرار می گیرد و همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال می شود. درصورت وجود مشکل می توانید از بخش تماس با ما ی همین فروشگاه اطلاع رسانی نمایید.

Captcha
پشتیبانی خرید

برای مشاهده ضمانت خرید روی آن کلیک نمایید

  انتشار : ۷ مهر ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 124

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما