
نام فایل : تعليم و تربيت و هنر 12ص
فرمت : .doc
تعداد صفحه/اسلاید : 10
حجم : 60 کیلوبایت
تعليم و تربيت ؛ غايت هنر
به نظر افلاطون نظمي مابعدالطبيعي و اخلاقي بر جهان حاکم است که فيلسوف بايد آن را از طريق تفکر عقلاني کشف کند و هنر فقط هنگامي ارزش حقيقي دارد که اين نظم را دقيقا نشان دهد يا به ما کمک کند که در جريان آن قرار گيريم.
همچنين افلاطون هنر را در راستاي تعليم وتربيت جوانان ارزشمند مي داند، اين مقاله درآمدي است به اين موضوع.
افلاطون اصول ارزيابي هنر را به روشن ترين وجه در کتاب جمهور بيان مي کند. موضوع اصلي اين کتاب ، عدالت است. افلاطون در اين کتاب ، تصويري از فرد عادل آرماني و دولت - شهر عادل آرماني را ارائه مي کند و همچنين درباره ماهيت معرفت و تعليم و تربيت بحث مي کند. به نظر او، فيلسوف بايد حاکم عادل چنين حکومت آرماني اي باشد. (جمهور، 1004)
بحث هنر در کتاب جمهور از اينجا آغاز مي شود که افلاطون به بررسي موقعيت هنر در تعليم و تربيت مي پردازد. به نظر افلاطون ، جوانان که پس از اين نگهبان امنيت شهر خواهند بود، بايد تحت تعليم و تربيت جدي قرار گيرند و از آنجا که نفوس جوانان حساس و تاثيرپذير است ، هنرها و صنايع سودمند بايد چنان سامان يابد که جوانان را به آن چيزي متمايل کند که آنها بايد در پي آن باشند.
بخش مفصلي از کتابهاي دوم و سوم جمهور به وصف فضا و صفات و خصال شعر و شاعري اختصاص يافته است. به نظر افلاطون ، حکايات تخيلي و تصورات شاعرانه وظيفه خطيري در تعليم وتربيت ايفا مي کنند. به همين دليل هرچند افلاطون به برخي شاعران بزرگ احترام قائل است ، ولي معتقد است ، برخي از آثار آنها مي بايست سانسور شود. او در حالي که هميشه از هومر به نيکي ياد مي کند، ولي در کتاب جمهور، آثار هومر را شايسته مميزي مي داند؛ چرا که به نظر او، خدايان و قهرمانان را نبايد با صفات ترس و نااميدي و فريبکاري و در حکم موجوداتي که تابع تمايلات نفساني خويشند و مرتکب جنايت مي شوند، توصيف کرد. پس بسياري از صحنه هاي ايلياد و اديسه را بايد حذف کرد.
داستان خيالي خوب ، داستاني است که (گرچه دروغين يا جعلي است)، تاثير خوب و مثبتي در مخاطب داشته باشد. افلاطون به اين سوال که آيا بازنمايي حقيقت ارزشمندتر است يا تاثير اخلاقي ، پاسخ مي دهد که تاثير اخلاقي ارزش والاتري دارد. او در جمهور مي گويد بعضي از داستان هاي اسطوره اي که تصويرگر خشونتند، حتي اگر حقيقت داشته باشند نبايد براي جوانان بازگو شود. (فرهنگ 4)
محاکات يا ميمسيس
به نظر افلاطون دو نوع بيان شعري وجود دارد: يکي آنجا که شاعر با صداي خود سخن مي گويد و ديگري (که همان محاکات يا تقليد يا ميمسيس است) که در آن ، شاعر خود را پنهان مي کند و زبان خود را تا حد ممکن شبيه زبان شخصي به کار مي برد که گفته است مي خواهد درباره او سخن گويد. افلاطون به طور کلي روش محاکات را در ديگر هنرها نيز جاري مي داند و از آن هنرها انتقاد مي کند.افلاطون منتقد محاکات است ؛ روشي که آن را به هومر منسوب مي کند.
به نظر افلاطون ، اجراي نقش با قرار گرفتن در قالب شخصيتي ديگر و تقليد عمل او موجب مي شود که انسان در زندگي واقعي خود، شبيه چنين شخصيتي شود. با توجه به اين که از نگاه افلاطون تمام اعضاي يک جامعه آرماني و به طريق اولي ، نگهبانان آن بايد متخصصاني باشند که فقط به وظيفه خود عمل کنند، اين نتيجه به دست مي آيد که اگر در شهر حوزه نمايش محدود شود نگهبانان بهتري پرورش خواهند يافت.
بنابراين کساني که هدف اصلي شان رواج تقليد در جامعه است ، هرچند انسان هاي نابغه و توانمندي باشند، حکومت آرماني ، آنها را تحمل نخواهد کرد. (دانشنامه زيبايي شناسي ، ص 4)
آفرينش و خيال و محاکات
افلاطون در کتاب دهم جمهور، تقليد و محاکات را موضوع اصلي بحث خود قرار مي دهد اما نکته مهم اينجاست که تقليد و محاکات را در اين رساله بايد به معناي آفرينش خيال تلقي کنيم ، يعني آفرينش چيزي که واقعي نيست ، بلکه تنها صورت خيالي شي ء است.
افلاطون دراين کتاب اظهار مي کند که شعر تقليدي مطرود جامعه آرماني است و شاعري که چنين شعري مي سرايد، بايد از اين جامعه تبعيد شود. دليل اين مساله اين است که تقليد دور از حقيقت است ؛ ولي مخاطب اثر به آساني فريب مي خورد و فکر مي کند که صاحب اثر داراي فضل و دانش است.
شعر تقليدي بر بخش نازل عقل اثر مي گذارد و به اين ترتيب قواعد عقل و خرد ساقط مي شود. افلاطون در شرح چيستي تقليد به نظريه مثل بازمي گردد. بر اساس اين نظريه ، يک شي ء معمولي مثلا ميز تحرير تقليد از صورت مطلق ميز تحرير (يعني نمونه مثالي ميز تحرير در عالم مثال) است.
اين نظريه از آن افلاطون است و براي توجيه و تبيين وحدت و کثرت در عالم و همچنين سکون و حرکت در عالم صادر شده است. افلاطون از اين نظريه جهت تبيين چيستي هنر نيز استفاده مي کند.
...